توی اولین نظراتی که برای این وبلاگ از سوی خوانندگانش ارسال شده به اشاره دو مطلب قبل که نوشتم دانشجویان زابلی مشکل کمتری دارند گیر داده شده است. خب این گیر بی ربطی هم نیست. راستش من هم یک جواریی موافقم که این مسئله پارتی و پارتی بازی ربطی به سیستان و بلوچستان ندارد و گیر و گرفتاری همه مردم ایران است. ولی خواستم در یک جمله کوتاه نمای کلی این دانشگاه را ترسیم کنم که اکثریت کارکنان اینجا طبیعتا بومی همین شهر و دیار هستند و طبیعی است که برای حل مشکلات همشهریها و فامیل و دوست و آشنای خودشان تلاش بیشتری بکنند. ولی این جریان طبیعی مورد نقد است و پسندیده نیست حتی اگر دوستان بگویند که در همه جای ایران هم هست... بد بد است فرقی نمیکند در کجا باشد.
خب حالا که از اینجا شروع شد خوب است که اول در مورد فضای دانشگاه و ترکیب نیروی انسانی آن کمی توضیح بدهم که برای آنهایی که دور از این استان هستند و مایلند کمی بیشتر بدانند اگر دوست داشته باشند اطلاعات کامل شود.
در دانشگاه سیستان و بلوچستان در حال حاضر شش گروه قدرت وجود دارد که کارهای دانشگاه را به نسبت زور و توانشان در دست میگیرند و بین خودشان تقسیم میکنند و تقریبا تمام اساتید دانشگاه قابل دسته بندی در یکی از این گروهها هستند و یا نزدیک به یکی از این گروهها هستند و من هم استثنا نیستم و تقریبا هر کسی فهمیده است که ادامه حیاتش در این محیط بسته به حضور و وابستگی اش به یکی از این گروهها است.
۱- گروه سیستانی های تحت امر دکتر دهمرده (استاندار) که از قدیم راست گرا بوده اند و الان هم در جرگه اصول گرایان و طرفداران سفت و سخت احمدی نژاد هستند، ۲- گروه بسیج اساتید که سیستانیهای درجه دو و سه هستند و چهره های شاخصشان عمدتاْ کسانی هستند که مشرب سیاسی روشنی ندارند و مطابق فضای سیاسی روز حرکت میکنند مثل دکتر کریم کشته و دکتر واثق عباسی که هر کدام دوره ای را رییس بسیج اساتید بودند) ۳- بلوچ های تحت حمایت مولوی که به صورت سنتی یک عضو ثابت در هیات رییسه دانشگاه دارند و عمدتاْ سیاسی نیستند و اگر حمایت مولوی نباشد قدرت زیادی هم ندارند، ۴- انجمن اسلامی مدرسین و حزب مشارکت که عمده نیروهایشان خراسانی و بیرجندی هستند با مشرب سیاسی مشخص که در دوران اصلاحات خیلی پررنگ بودند و الان اکثرا خانه نشین هستند، ۵- خراسانی های غیر سیاسی که از داشتن مرکز فرماندهی کاریزماتیکی مثل آن چه سیستانی ها و بلوچها دارند محرومند (چون اصلا سیاسی نیستند) ولی به دلیل وجهه فردی و بعضا علمی خودشان در بعضی از مصادر امور حضور دارند و در همه دوره ها کما بیش موثر بوده اند و کمتر با سایر گروهها فوق قاطی میشوند، ۶- کرمانی ها که تفکرات کارگزارانی دارند و حدود ده سال است که اداره امور دانشگاه در ید قدرت آنان است. کرمانی ها به دلیل تکنوکرات بودنشان با تمام گروههای فوق تعامل داشته اند و از هر کس در هر جا که توانسته اند استفاده کرده اند و البته وجوه منفی هم در کارشان هست و از جمله این که گاهی به راحتی به بعضی از گروههای قدرت باج داده و میدهند. که البته این وجه مشخصه کارگزاران در کلان کشور است.
به نظر شما من از کدام دسته و گروهم؟
