این یک وبلاگ مردونه است!
فعلاْ خبر خاصی نیست جز سلامتی شما. ضعف روزهای آخر ماه رمضان و کلاسهای بی رمق حس و حالی برای خبرنگاری نگذاشته. بچه ها در کلاس زود خسته میشوند و فعلاْ این هفته را اللی تللی میکنیم تا بعد از عید فطر.
هنوز یه عده از دخترای دانشجوی روزانه جدیدالورود توی نمازخانه ها و سالن تلویزویون میخوابند و از خوابگاه خبری نیست. البته دخترای شبانه را برده اند توی یه هتل سه ستاره با یه نرخ خیلی ارزون به گمونم صد و شصت تومن برای کل ترم. به این میگن شانس. شبانه زاهدان قبول بشی بری هتل زندگی کنی!! البته این فامیل عزیز ما هم که دانشجوی روزانه هست آمده اینجا توی هتل پنج ستاره زندگی میکنه تا خوابگاه بهش بدن!!!! اینم شانس ما!
خب بذارین در مورد دانشگاه سیستان و بلوچستان بیشتر بگم. اینجا یک مجتمع خیلی بزرگ هست که کل دانشگاه یک جاست. از سازمان مرکزی گرفته بیا تا خوابگاه و ساختمون کلاسا و ساختمونای اداری و برو تا برسی به کوی اساتید که همین خونه ماست!
کوی اساتید دانشگاه خیلی جای قشنگ و با حالیه. توش مسجد هست، فروشگاه رفاه هست، بعد دیگه براتون عرض کنم که درخت هست، آدم هست، و کلی هم نگهبان و عمله و فعله داره. اینجا خونه هاش ویلایی و آپارتمانی دو خوابه و سه خوابه داره که البته خونه ها قدیمی هستن ولی الان یک سری خونه جدید هم دارن میسازن که از بیرونش که خیلی قشنگ و با حاله و اگه کسی دلش خواست بیاد اینجا احتمالا همین خونه ها چشمشو میگیره.
ولی خوب یک مشکل خیلی کوچولو هم هست و اون نحوه توزیع خونه هاست. تبعیض و این حرفا زیاده و اول و آخر بحث این که یه وقت میبینی یه استاد با ده سال سابقه هنوز توی تک خوابه است و یک نفر از بیرون سفارش شده یا یه جورایی شده که مثلا میره خونه سه خوابه حالشو میبره. مملکت گل و بلبل که میگن همینه دیگه. توی همین کوی اساتید شاید بیست تا خونه هست که اصلا معلوم نیست بر اساس چه قانونی به این آدما داده شده. طرف اصلا کارمند دانشگاه هم نیست چه برسه استاد باشه ولی اینجا زندگی میکنه. چرا؟ چون که چه میدونم مثلا فامیل استانداره یا رفیق وزیره!
بگذریم.
راستی این زهرا خانوم گیر داده بفهمه من آقام یا خانومم. کل خانومای استاد توی این دانشگاه آخه چند نفرن که حالا یکیشون بشه خبرنگارشون!!!؟؟؟ تازه اصلا مگه خانوما جربزه این کارا رو هم دارن؟؟!!!!!!!!!
